تبلیغات
خداكندكه بیایـــــــــــــــــــی - ازكربلای حسینی تا عاشورای مهدوی

ازكربلای حسینی تا عاشورای مهدوی

دلم می خواست محرم وبلاگ بزنمواین دل نوشته روبرای امام غریبمون داخلش بذارم.می دونم الان كه ماه شادی امام مهربونیاس خیلی موضوعیت نداره اما دلم نیومد بذارمش برای محرم سال دیگه.این نامه شایدحرف دل خیلی ازمنتظران واقعی حضرت باشه.درددل كسی كه بین زمین كربلای سال89حیرون مونده كه چطوری حسین ویزید زمانش را تشخیص بده...

فقط خواهشاً نظریادتون نره .نظرشما برام خیلی مهمه پس فراموش نكنید نظر بدید!

 

سلام ...

   آقا جان صدایم را می شنوی ... قطعا می شنوی نمی دانم حالا محبوبم کجای این خشکی سرد و بی روح است.نمی دانم کجای این کره خاکی نوحه می خوانی،ناحیه می خوانی یا عاشورا ... کربلا هستی یا دمشق ... نمی دانم ... بغض کرده ای برای مظلومیت ، غریبی و تنهایی ... از مردمی که چگونه کور شدند تا نبینند نور حق را ، کر شدند تا نشنوند منادی حق را ... آری کور و کر شدند هر کدام به بهانه ای ، زنی و فرزندی و مالی و مقامی . فروختند دین و امام بر حقشان را به نانی و گندمی و یا شاید کیسه زری و هنگامی که گفت : " هل من ناصر ینصرنی " یکی گفت : من قرض دلرم باید قرض مردم را بپردازم ، دیگری گفت : اگر من بمیرم زن و فرزندم گرسنه و بیچاره می مانند ، آن یکی گفت : اگر همه کشته شوند چه کسی راه امام را ادامه می دهد ، گفتند و گفتند تا امام تنها شد ، تنهای تنها ...

السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور

سلام بر تو ای خون خدا و ای پسر خون خدا ای تنهای تنها گذاشته شده

یاابالحسن ... آقا جان گریه می کنید برای تنهایی پدرتان اما چه کسی برای تنهایی شما گریه می کند ؟ گریه می کنید برای مظلومیت پدرتان ، چه کسی برای مظلومیت شما گریه می کند ؟ ما می رنجیم و لعنت می کنیم بی وفایی وپیمان شكنی مردمان کوته فکر ، بیهوده خیال آن زمان را اما چه کسی کوته فکری و بیهوده خیالی مردم این زمان را شماتت می کند .  مردم کوفه هزاران نامه نوشتند برای امام زمانشان آنها جای خالی امام و هادیشان را احساس می کردند اما کوفیان این زمان چه آنها حتی دیگر جای خالی امامشان را احساس نمی کنند .آری اکنون که شما برای مظلومیت پدرتان از تمام هیئت ها و تکیه ها سیاه پوش ترید ،کوفیان این زمان نیز گریه می کنند برای این که صدها سال پیش کوفیان خون کردند و رنجاندند دل امام زمانشان را ، کور شدند وندیدند مظلومیتش را ، کر شدند و نشنیدند ندای یاری خواهیش را اما خود هر روزه صدها بار بلکه هزاران بار خون می کنند دل امام زمانشان را و می رنجانند قلبش را ، کور شده ایم و نمی بینیم غریبی ومظلومیت ولی عصرمان را،کر شده ایم ونمی شنویم ندای "هل من ناصر ینصرنی "مولایمان را                   ماگریه می كنیم كه چرامردم كوفه حق وباطل زمان خویش رانشناختنداما آیا خود حق وباطل زمانه را می شناسیم؟ آیا ما شمرویزیدخود را می شناسیم؟

عاشورا هر روزتکرار می شود ، هر روز عده ای خون می کنند دل امام زمانشان را و می رنجانند و به او مصیبت می زنند و شادمانند از این که چگونه سر بریدند یگانه رهبر آسمانیشان را وعده ای هر روز این نمایش مصیبت بار را نظاره می کنند خود را کنا ر می کشند تا مبادا آزاری ببینند آنها می ترسند از عذاب آخرت ، می ترسند از مصیبت دنیا آنها فقط می ترسند ، می ترسند و می ترسند ...و عده ای هم هر روز یار می شوند برای مولایشان ، فدا می کنند هر چه دارند و خالصانه می جنگند برای زنده ماندن آیت حق ... آری ما کوفیان این زمان غافلیم که ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق ، تنها با یقین مطلق ممکن است . انگار نشنیده ایم " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " و نمی پنداریم که تنها عاشوراییان را بدان بلا نیازموده اند . صحرای بلا به وسعت تاریخ است اینک باید تلاش کرد به جای آنکه با زبان زیارت عاشورا بخوانیم در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین (ع) با دل به زیارت عاشورا برویم ! اکنون که 1370 عاشورا از عاشورای حسینی گذشته در عاشورای این زمان ما کجای زمین کربلا ایستاده ایم شاید در کنار و همراه محبوبمان ، شاید هم نظاره گر این تعزیه هر روزه هستیم و یا ...                                                              

 آری اماما تو هم مثل پدرت ؛ مادرت چقدر غریبی میان ما آخر چرا ؟ انگار خفته ایم ! انگار مرده ایم ! انگار رفته ای به بیابان بی کسی ! گویی نشانی نمانده از آن خیمه گاه نور شاید زما گسسته ای ، دلگیر و خسته ای نه ... نه ما مردمان تو را ز شهر تبعید کرده ایم ، ما دلبریده مردم از عشق ناامید ! ... ما مردم پلید!!

اکنون که ما مردمان آخرالزمان از شرکت در رکاب محمد (ص) و علی (ع) و از حضور در دانشگاه امامان باز مانده ایم تنها یک کلاس برایمان باقی مانده و آن کلاس انتظار است . ولی تو بگو انتظار بدون معرفت چه انتظاری است ؟ انتظار برترین عبادات است اما مگر نه این است که لازمه ی هر عبادتی معرفت است ؟  

 


نوشته شده توسط سمیه باقری در یکشنبه 21 آذر 1389 و ساعت 09:47 ق.ظ

نظرات()

نوشته های پیشین

+ آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...+ خون خواهم گریست+ ازكربلای حسینی تا عاشورای مهدوی+ چگونه از یاران امام زمان(عج) باشم؟ (5)+ چگونه از یاران امام زمان(عج) باشم؟ (4)+ چگونه از یاران امام زمان(عج) باشم؟ (3)+ چگونه از یاران امام زمان(عج) باشم؟ (2)+ چگونه از یاران امام زمان(عج) باشم؟ + کی شود با رطب وصل تو افطارکنم؟+ آیه های انتظار+ هشدارهای غیبت حجت الهی!+ انتظارکوچه ها+ یاران مهدی ؛ خاستگاه و آزمایش و گزینش + پیامک انتظار و مهدویت+ راه معرفت امام زمان

صفحات:

: منوی اصلی :

وبلاگ من
پست الكترونیك
تماس با من
[yahoo]

: نویسندگان :

سمیه باقری (42)

: آرشیو :

آذر 1389 (3)
آبان 1389 (5)
شهریور 1389 (4)
مرداد 1389 (1)
تیر 1389 (2)
خرداد 1389 (6)
اردیبهشت 1389 (1)
فروردین 1389 (9)
اسفند 1388 (12)

: آرشیو موضوعی :

اشعار (17)
مهدویsms (2)
دل نوشته (9)
مهدی یاوری (6)
مهدی شناسی (5)

: جستجو :

: خبرنامه :

: لینکستان :

اینجا مسجد...پایتخت دانشگاه
وادی السلام
نسیم منزل لیلی
محبان مهدی
مستقیم جمکران!
موعود
منجی
آینده روشن
پایگاه جهانی مهدویت
:: سرباز امام زمان ::

: لینکدونی :

سفیردل (-)
طلوع مهر (-)
بچه های مسجد (-)
مناجات با خدا (-)
كانون علمی فرهنگی منتظران ظهور (-)
بلاگ حاج آقا شهاب مرادی (-)
عشق علیه السلام (-)
خاطرات باورنکردنی یک حاج آقا (-)
آرشیو لینکدونی

: نظر سنجی :

آیا حاضرید همین جمعه روزظهورامام زمان باشد؟ •



: آمار وبلاگ :

امروز:
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman